کتاب هنر خواب بینی

نوع فایل
حجم فایل
نویسنده
تاریخ انتشار
27 دسامبر 2016
دسته بندی
تعداد بازدید
717 بازدید
3,000 تومان
افزودن به سبد خرید
  خرید این محصول

%d9%87%d9%86%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c_000001

کلمه روشن‌بینی به معنی واضح دیدن و به مفهوم قوه ذهنی و بصیرت فوق‌طبیعی، قدرت درک و مشاهده اشیا و افرادی است که نمی‌توان با کمک حواس عادی آنها را تشخیص داد. و به‌طورکلی دو نوع روشن‌بینی وجود دارد: نوع اول ارادی که با یک زندگی پاک و سالم امکان رشد می‌یابد و با آموزش می‌توان به شکلی موثر و مفید مورد استفاده قرار گیرد. نوع دوم غیرارادی است که گاه می‌تواند خطرناک باشد. زیرا شخص با هستی و ذات‌های دیگر ملاقات می‌کند و جهان‌های دیگر را می‌بیند و می‌تواند تجارب روحی انسان را قبل از تولد و پس از مرگ و در جهان‌های نادیدنی ببیند. یک روشن‌بین قادر است چیزهایی مثل ارواح را که با چشم ظاهر نمی‌توان دید و دارای فرکانس بالاتری هستند، را ببیند. البته باید متذکر شد که هر روشن‌بینی با هر نوع سطح آگاهی قادر به دیدن تمامی انواع ارواح نیست و تنها قادر است ارواحی که از نظر آگاهی با آنها هماهنگ است را ببیند.
یکی از شاخه‌های روشن‌بینی که در مورد مشاهده گذشته، حال و آینده است «سایکومتری» نام دارد. در این نوع روشن‌بینی، اغلب روشن‌بینان اتفاقات و حوادث بد و غم‌انگیز را مشاهده می‌کنند، مثل دیدن یک سانحه هوایی، دلیل آن این است که روشن‌بینان عموماً در سطح آگاهی پایینی قرار دارند و از آنجایی که اتفاقات ناگوار هم از لحاظ ارتعاشی و انرژی در سطح منفی و پایین‌تر آگاهی اتفاق می‌افتند به‌وفور این‌گونه وقایع را درک می‌کنند. شخص روشن‌بین می‌تواند از طریق لمس شی‌ای به تاریخچه آن شی و افرادی که آن را لمس کرده‌اند. پی ببرد و از گذشته، حال و آینده مالک آن مطلع شود.
در روشن‌بینی به‌طورکلی دو شاخه اصلی وجود دارد یکی فیزیکی و دیگری غیرفیزیکی. تا به‌حال برایتان اتفاق افتاده که از گوشه چشم‌تان به چیزی نگاه کنید و وقتی صورت‌تان را برگردانید چیزی نیابید. شاید این را خیالات و تصورات خود بپندارید اما باید گفت که قسمت‌های بیرونی چشم حساس‌تر از قسمت‌های مرکزی آن هستند. مشاهده در روشن‌بینی فیزیکی به همین شکل است. روشن‌بینی به‌صورت غیرفیزیکی به معنی دیدن تصاویری در چشم ذهنی و با پلک‌های بسته می‌باشد. برای بیدارسازی این قابلیت‌ها، نیاز به صبوری، تمرین و ممارست و زمان است.

بینش شمنیزم یا تولتک آنگونه که کاستاندا طی سه دهه‌ آخر قرن بیستم روایت کرده‌ است، از بیان این واقعیت آغاز میشود که جهان پیرامون ما سرشار از اسراری است که ما بالقوه توان درک و دریافت آن را داریم.

اما در وضعیت فعلی، بشر امروز از این قابلیت خود به‌ واسطه‌ شیوه‌ای که در زندگی پیشه کرده، غافل شده و این خود به محروم شدن او از بخش مهمی از حیاتش منجر شده است.

به‌طور خلاصه وی بینش اصالت اسرار در هستی را مبنا قرار میدهد ، بینشی که بیان میکند، هستی، بیشتر جهانی از اسرار است تا دنیای مادی و روزمره‌ای که ما عادت به ادراک آن داریم.

سپس او ابعاد تعلیمی معرفت شمنیزم گزارشات و تجارب خود را در گشودن این بینش بیان میکند و ‌‌به‌ طور کلی ساختار تعالیم شمنیزم  از چند زاویه توضیح داده میشود.

در یکی از این دیدگاه‌ها کلیه تعلیمات این جریان باطنی در دو شاخه‌ اصلی با عناوین هنر کمین و شکار کردن و هنر رویابینی طبقه‌بندی میشود که هر یک دارای مراحل، ابعاد و شاخه‌های متعددی است.

در این مجال سعی نموده ام در راستای درک مفاهیم هنر رویابینی، با سرنخ قرار دادن آنچه که کاستاندا در این‌باره روایت کرده است، به شرح این هنر بپردازم و دیدگاه‌هایی تکمیلی را در این زمینه ارائه دهم و از این رو لازم به توضیح است که در این متن به برخی مطالب پرداخته شده که مستقیماً در کتاب‌های مربوطه مورد اشاره قرار نگرفته است، لیکن در راستای توضیح مطالب کتب است :

 

مراحل رویابینی در شمنیزم – تولتک

به‌طور کلی در تعالیم شمنیزم اهمیت رویاها بعنوان روزنه‌ای به تجربه‌ ناشناخته تا آن حد مورد تأکید است که بر این اساس یکی از شاخه‌های اصلی تعالیم شمنیزم یعنی هنر رویابینی پایه‌ریزی شده است.

‌این مجموعه بر اساس این بینش بنا شده است که رویاها روزنه‌ای به واقعیت‌های دیگری هستند که انسان در وضعیت آگاهی عادی خود از درک و مشاهده‌ آنها محروم است.

به‌طور کلی شمن‌ها واقعیت کاربرد رویا را به‌عنوان روزنه‌ای به اسرار هستی، بر اساس دیدن و مشاهده‌ی مستقیم جریان انرژی که رکن اصلی هستی و وجود انسان است، دریافته‌اند.

به‌‌عبارتی مشاهده‌ انسان بعنوان میدان انرژی، شمن‌ها را بر این واقعیت آگاه کرد که انسان قابلیت تماس با اسرار هستی و حوزه‌های دیگر آگاهی را به‌طور بالقوه دارد اما عملاً از این قابلیت خود غافل است.

این غفلت، وی را از میراث جادویی‌اش محروم کرده و عملاً زندگی وی را از جریانی خلاق و سیال و زنده “آنچه باید باشد” به روندی تکراری و کسالت بار و کم کیفیت ” آنچه فعلاً هست ” تغییر داده است.

رویابینی یکی از رشته تلاش‌های راهبردی است که انسان را به ماهیت انرژیک و اسراری خود واقف میکند و این قابلیت‌ها را به کار میگیرد.

طریقتی که شمنیزم درباره‌ تعالیم رویابینی بیان میکند، دارای هفت مرحله‌ اصلی است و به‌طور کلی خوان‌ها یا مراحل رویابینی از یک نگاه نشان‌دهنده‌ روند و شکل تلاشی است که رویابین در این مسیر میپیماید.

به‌عبارت دیگر این مراحل، کلیت خط سیر رویابین را در رسیدن به نقطه‌ مطلوب آگاهی و انرژی یک رویابین برتر ترسیم میکند.

همچنین نوع تلاش، تعالیم و شیوه‌ رویا‌رویی در هر مرحله از طریق دانش خاص شمن‌ها در این سیر در نظر گرفته شده است.

‌‌از نگاهی دیگر این مراحل نشان دهنده‌ موانعی طبیعی در حوزه‌ی آگاهی سالک است که وی بایستی برای کسب درجه‌ آگاهی بالاتر، از آنها عبور کند.

به‌عبارتی پیشرفت سالک در حوزه‌ی آگاهی ممکن نیست مگر با طی هر یک از این موانع و سالک برای این امر سطح آگاهی و انرژی بالاتری را نیاز دارد که لازم است خود را به آن درجه برساند.

 

کسب آگاهی در رویا بودن و پرورش دقت رویا

به‌طور کلی دو محور اصلی در مرحله‌ی اول رویابینی مطرح است ؛ نخست کسب آگاهی از این‌که در رویا هستیم و دوم پرورش دقت خاص رویابینی که امکان وضوح و تداوم تصاویر رویا را تأمین میکند.

‌‌روند به‌کارگیری رویاها به‌عنوان روزنه‌ای به ناشناخته و تبدیل رویاهای خیالی به رویاهای واقعی از پرورش آگاهی خاصی در شخص آغاز میشود.

این آگاهی خاص به شخص اجازه میدهد که در صحنه‌های رویای خویش هشیاری خود را نسبت به در رویابودن خود حفظ کند و از دیدگاهی اهمیت کسب آگاهی نسبت به این‌که در رویا هستیم دارای ابعاد متعددی است.

از یک بعد این آگاهی خود سطحی از انسجام و پرورش یافتگی آگاهی را می‌طلبد که دسترسی به آن برای همه مقدور نیست ، به‌عبارتی کسب این انسجام مقدمه‌ این است که فرد از موضع بازیچه رویاهای خود بودن به موضع فرمانده‌ رویاهای خودبودن تغییر وضعیت دهد.

‌‌این‌که شخص بتواند بداند که در رویاست، به این معناست که بتواند از وضعیت خویشتن آگاهی کافی کسب کند و یا به‌عبارتی نسبت به وضعیت خود بیدار شود.

از این دیدگاه میتوان گفت که فعال شدن آگاهی در رویا بودن، کسب نوعی بیداری است و به‌عبارتی پرده‌ تیره‌ای از غفلت ذهن انسان را در رویا میپوشاند و اجازه نمیدهد که انسان از وضعیت خود، آگاهی و درک درستی داشته باشد.

‌با این نگاه میتوان گفت رویابینی در مرحله‌‌ اول شامل بیدار شدن از غفلتی است که هشیاری انسان‌ها را در پرده‌ی غفلت فرو برده و اجازه نمیدهد که شخص از وضعیت خود آگاهی حاصل کند.

‌‌نیرویی در درون انسان وجود دارد که می‌تواند این آگاهی در رویا را اعطاء کند اما نیروها و موانعی راه فعالیت این آگاهی را سد میکند.

در زندگی روزمره نیز ما از این‌که در چه وضعیتی از آگاهی هستیم اطلاع کافی نداریم.

انسان در هر لحظه از بیداری خود آگاهی ندارد که در حال انجام چه کاری است و به‌طور کلی بر وضعیت خود بصیرت ندارد اما نوعی نیمه آگاهی از اکثر امور خود دارد.

به‌طور مثال هر کس ممکن است ساعت‌ها در زندگیش قدم زده باشد بدون این‌که در آن ساعت‌ها بر کاری که در حال انجام آن است آگاهی داشته باشد درحالی که آن‌کار را انجام میداده، صرفاً به افکار و گفتگوهای پراکنده‌ درونی خود مشغول بوده باشد.

در این حالت مکانیسم‌های نیمه‌آگاه و ناخودآگاه که بخش عمده‌ آن عادت‌ها هستند سررشته‌ی امور را به دست میگیرند و شخص را در کاری که در حال انجام آن است هدایت میکنند.

از این دیدگاه چنا‌نچه انسان این را در خود پرورش دهد که بتواند در هر واحد زمان بر آنچه میکند آگاهی داشته باشد، این پرورش‌یافتگی آگاهی، بر رویاهای وی نیز سرایت کرده و او این انسجام را در رویادیدن خود نیز خواهد داشت.

بسیاری از بزرگان باطنی ادعا میکنند که انسان به‌طورکلی در خواب است و بایستی بیدار شود تا بتواند زندگی حقیقی خود را چنان‌که شایسته است، بزید.

نمونه ای از این غفلت این است که انسان نسبت به وضعیت خود در هستی آگاهی کافی ندارد و نم‌داند که کیست؟ از کجا آمده؟ چرا آمده؟ و حالا چه باید بکند؟ در این میان، تعالیم باطنی و روش‌های مراقبه‌ای وجود دارد که مدعی‌اند انسان را از خوابی که در آن گرفتار شده بیدار میکند.

نگاهی به این واقعیت‌ها که هسته‌ی اصلی آنها بسیار مشابه و حتی منطبق به نظر میرسد یعنی بیداری از غفلت، هم در بیداری و هم در رویا سؤالاتی را در ذهن مطرح میکند که در جهت پیونددهی این دو مشکل و کشف راه حل‌های مشترک آن است.

‌‌به‌عبارتی، آیا رویابینی در خوان اول که نوعی بیدار شدن از غفلت مسلط بر انسان است، میتواند راهکاری در جهت روند بیداری کلی انسان باشد؟ آیا تداوم این رویابینی میتواند به آن بیداری کلی و درونی انسان منجر شود و یا کمکی قاطع باشد؟ آیا میتوان تمرین رویابینی را تلاشی در راه بیداری کلی و درونی انسان دانست؟

‌‌اگر این دیدگاه پذیرفتنی باشد و بررسی‌های بیشتر یا تأییدات بزرگان این فن بتوانند صحت آن‌را معلوم نمایند، شاید بتوان گفت که این، باز شدن دیدگاه نوینی به رویابینی و اهمیت آن است و شاید دریچه‌ای باشد به سوی این‌که اهمیت این قسمت از وجودمان (رویاها) را کم‌تر نفی کنیم، کم‌تر آن‌را بی‌فایده شماریم و بیشتر به فکر استفاده از این امکان خدادادی در راه افزایش بیداری و آگاهی خویش باشیم.

‌‌هنگامی‌که رویابین در تعلیمات شمنیزم به بیداری نسبت به وضعیت خویش در رویا دست یافت، مسیر رویابینی در مرحله‌ی اول، چنین ادامه می‌یابد؛ در این مقطع وی تمرین میکند که بتواند دقت رویابینی خود را بر عناصر رویایش به‌طور نامحدودی متمرکز کند.

‌‌با کسب آگاهی از اینکه در رویا هستیم میتوانیم در روند رو به رشدی در خصوص آگاهی رویا و دقت رویا مان قرار بگیریم که میتوان از آن به‌عنوان تثبیت و تقویت «دقت رویابینی» نام برد.

‌‌دقت رویابینی نوعی آگاهی است که شخص را قادر می‌کند که عناصر رویای خود را درک و مشاهده کند.

در جهان بیداری به‌واسطه‌ حواس و دقت معمول خود “دقت اول در شمنیزم” میتوانیم درک و مشاهده‌ خود را از عناصر جهان تضمین کنیم.

بدیهی است که مادامی که در رویا هستیم این ابزار را در دسترس نداشته و بایستی به کار بردن ابزارهای متناسب آن فضا را بیاموزیم.

در این مرحله رویابین با آن‌که میداند که در رویاست اما مانند کودک تازه بدنیا آمده‌ای است که هنوز نمیتواند درک و مشاهده‌ خود را از جهان تداوم دهد و به ادراک واضح و مداومی دست پیدا کند.

ممکن است رویابین به‌زودی از مشاهده‌ آگاهانه و کنترل شده‌ خود خسته شود و آگاهی خود را از دست دهد یا عناصر رویا پس از اندکی مشاهده تغییر شکل دهند و او قادر به تداوم تصاویر رویایش نباشد.

‌‌بخشی از معنای عملی تقویت دقت رویا آن است که شخص می‌تواند به میزان نامحدودی مشاهده‌‌گر آگاه عناصر رویای خود باقی بماند زیرا عموم انسان‌ها در رویاهای معمولی خود به میزان محدودی میتوانند مشاهده‌گر آگاه باقی بمانند و پس از مدتی حسی از خستگی و عدم تمرکز و دقت بر آنها چیره میشود.

‌‌رویابینی که میخواهد در جهان رویا دست به عمل آگاهانه بزند، ناگزیر است که در اولین گام بتواند درک و مشاهده واضح و مداومی را تحصیل کند.

به‌عبارتی هر چه که بخواهد در جهان رویا انجام دهد، به‌نوعی به این تداوم به‌عنوان پیش زمینه نیاز دارد.

رسیدن به این انسجام که شخص بتواند تصاویر رویایش را بدون محدودیت تداوم دهد، دستیابی به دقت رویابینی است که زیربنای هرچه در قدم‌های بعدی اجرا میشود محسوب میگردد.

با تسلط به این تمرین شخص دقت کافی برای حضور آگاهانه و مداوم و عمیق‌تر را در رویاها برای خود امکان‌پذیر میکند.

‌‌از زاویه‌ دیگری تقویت دقت رویا میتواند به دستیابی به دقت دوم یا آگاهی ناشناخته باطنی انسان منجر شود.

در این سطح از آگاهی میتوان عملاً با بسیاری از توان‌های روحی انسان آشنا شد و سروکار داشت که از حالت عادی رویابینی دور و از حالت آگاهی عادی بسیار دورتر هستند.‌‌آگاهی از این‌که در رویا هستیم، به‌‌نظر میرسد وجه دیگری از آگاهی باشد و دقت رویادیدن که مسئول تداوم تصاویر رویاست نوع دیگری از آگاهی. اگر چه که در متون کاستاندا به این وجه تمایز اشاره روشنی نشده است.

نوع : pdf

نوع نگارش : فارسی

تعداد صفحات : ۳۴۴

تعداد جلد : ۱

مطالعه بیشتر

   راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.